در سوگ نشسته مهرگان - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 5:36
دیدم تو را من ناگهان شوریده دل پژمرده جان رویم چو برگى در خزان از غم شده زردى عیان دیدى تو خود رخساره را حاشا مکن آن لحظه را ای کاش دانى چاره را سرخى ببخش از لب به آن افتان و خیزان مى روم من مست و بى جان مى روم افتان و لرزان مى شود پیرى که دیده صد خزان این سوی و آن سو مى روم با باد هر سو مى روم از ک...
پست تا اطلاع ثانوى ثابت (اهمیت شعر در زندگى پاسخ نظر یک دوست) - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 5:36
«وظیفه شعر این است که به انسانها کمک کند زندگی کنند.» «تخیل تنها قدرتی است که انسان با آن بر طبیعت برتری دارد» و شعر عالیترین نوع بروز این قرت است. «والاس استیونس»، شاعر آمریکایی قرن بیستم بین تمام نظرات من با این دو نظر بیشتر موافقم در مورد نظر اول نمونه ى بارز و عالى این نوع شعر را ما در شعرهاى مو...
فصل آشنا - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 5:36
باموج گیسویى ز او دل همچو دریا مى شود دریا منم ساحل که او دل در تماشا مى شود دریا چه تن خسته رود با این که دل بسته رود آیا دمى تن خسته را ساحل تن آسا مى شود دل را برید از نفس خود از هر چه شد نزدیک خود دل داده بر ساحل که او از دور پیدا مى شود دریا ملال آور شود از بس که یکسان مى رود دریا چو بر ساحل رس...
چالش صد میلیارد دلار - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 5:36
خدا عاقبت ما را با این همه پول به خیر کند:) اول از همه این که خواستم معادلش رو به ریال حساب کنم مخم هنگ کرد بعد خواستم بگم ویلا، ماشین، هواپیما، اقیانوس و کره ی ماه رو می خرم بعد مخم گفت که چی؟ آن قدر زیاده که نمیشه چیزهای کوچک رو خرید از خودم پرسیدم که واقعا چه چیزی در دنیا ارزش این مقدار پول رو دا...
روز رستاخیز - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 5:36
تا گل به سرخی می زند لبخند شور انگیز را بلبل حکایت می کند آوای روح انگیز را خورشید بالا می رود شبنم به گل سر می زند باران می بخشد صفا اقلیم حاصل خیز را دریا سلامی می کند موجی قیامی می کند بخشد به ساحل زندگی صبحی نشاط انگیز را پس عمر ما باشد چو گل از یک بهاری تا خزان لبخند ما سرخی دهد دل های در پاییز...
نسل کشى دل هاى مهربان - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 5:36
اى دل تو چه شهرى عجیبى هستى که از تو هیچ راه فرارى نیست تمام کوچه هاى تو بن بست است دیوارهاى تو به اندازه ى شعور و احساس پروانه بلند است هیچ عابرى از کوچه هاى تنهایى تو نمى گذرد رویاى آواز پرندگان تو هنوز در قاب عکسى روى دیوارهاى احساست در نطفه خفه شده است هیچ چراغى روشن نیست خبرى از زندگى نیست تو ا...
دنیاى وارونه - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 5:36
کاش رسم دنیا وارونه بود با پاى سست پیرى به زمستان لغزنده ى عمر مى آمدیم و شاهد زیبا شدن هر روز خود در آینه ى گذر ایام بودیم و به تماشاى شکوفه هاى صورتى درخت امید بر سکوى صبر مى نشستیم و نوید بهار جوانى را از کوچ پرستو ها حس مى کردیم در هیاهوى بازگشت پرندگان کودکى سر در هوا از راه مى رسید گل هاى معطر...
خوش آمدی ساقی بیا افسوس پر پیمانه شد - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 22:05
تا آمدم مجنون شوم لیلی که خود افسانه شد دیوانگى شد زندگى، آخر که را دیوانه شد یک بار من کردم نظر با چشمِ دل نی چشم سر تکرار کردم تا سحر، دل هم تماشاخانه شد دیدم چو چشمت ناگهان نرگس شکوفا شد ز آن مستی بچرخاند مرا جانم همی مستانه شد در روز دیدارت که من، اشکی ز شوقت داشتم لبخند بر لب مى زدم مجلس بسی شا...
تو که حساسی منم احساسی - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:06
خیلی وقت بود جای آهنگ خالی بود تقدیم به همه ی دوستای گل وبلاگی راستی به گروه دوستان وبلاگ نویس در لینک زیر بپوندید **لینک** آهنگ تو که حساسی رضا صادقی و بابک جهانبخش متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسا...
عاشق دل خسته منم - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:06
من عاشقی دل خسته ام دیوانه ای سرگشته ام محبوب من رفت از برم مجنون لیلی گشته ام آخر کجا باشد مرا درمان این دیوانگی لیلی نیامد بهر من دنبال لیلی رفته ام مرهم تویی همدم تویی درمان دردم هم تویی دردم که بی درمان و من از هجر لیلی خسته ام لیلى تو رازم را مگو رازى که من گفتم تورا من رازها دارم ولى تنها به ل...
سازِ شیدا - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:06
وقتى که دل تنگت شَود دل را به دریا مى زَنم در دل ترانه هم چو نى با سازِ شیدا مى زنم گوید چو مى آیى صبا همره شدم با غنچه ها شب را رها کردم دم از خورشید فردا مى زنم عشقم تو را افزون تر از بلبل به گل ها مى شود فریاد دوسَت دارم از دل شد که رسوا مى زنم عاشق مَنم معشوق کو، لیلى مَنم مجنون کو جایى که او با...
مجنون ترین لیلى منم - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 8:35
مجنون ترین لیلى گشتم نیامدى بار سفر از جوانى بستم نیامدى گفتى که من دل سپردم بر جهان خویش من دست از این دنیا شستم نیامدى فاصله از عقل تا مرز جنون زیاد است صد سال راه به شبى رفتم نیامدى یوسف تو باش من که زلیخا شدم تو را تنها بتى که من بپرستم نیامدى گفتى که باز مى آیى گر تو را جویم نزدیک و دور را
جعبه ى گمشده های من، تویی - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 8:35
شنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۳۰ ب.ظ خواب به چشمانم نمى آیدانگار آن هم رفته هوایى بخوردمثل دل که رفت هوایى بخورد و عاشق شداز آن روز دیگر کسى دلِ من را ندیددلم گم شد در هیاهویى که چشم تو بر پا کرده بود،گم شدامشب خوابِ من هم نیستاوهم عاشق رویا شداوهم گم شداز حیرانى چشم من پیداست که سه گم شده داردنخست چ
دیدار یوسف - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 8:35
من آماده بودم که عیبت بگویم تو گل تر ز آنى که خارت بجویم چو خواهم که رویت ببینم نگارا از آن رو که ماهى به شب ره بپویم سیاهى چشمت به شب هم نماند که شب هم ز آن رنگ بازد چو مویم ز هجرت نمانده غبارى به چشمم به اشکم غبارى ز دل هم بشویم دعا کن که روزى، اشک شوق ریزم در آن روز، وصالت شود آب رویم بسى چ
لاف عشق - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 8:35
مجنون ترین لیلى شدم مجنون کجا رفتى بگو از هجر جانا من شدم دلخون کجا رفتى بگو دل بر تو بستم نازنین یک دم تو بازآ و ببین در کلبه ى احزان شدم محزون کجا رفتى بگو یوسف تو باشی عشق من همچون زلیخا می شود امشب ز بتخانه روم بیرون کجا رفتى بگو از عقل تا دیوانگى تنهاى تنها مى روم صد ساله ره یک شب روم اکنو
پرچم صلح من موهای سفید من است - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 3:19
دنیا من تسلیم نمی شوم باز مرا به غم دچار کن ترکش های درد را نثار این جان کن به مرگ بگو با شتاب بیا برای این زندگی کمی ایثار کن دنیا من از جان گذشته ام تهدیدی به گرفتن جان مکن من آماده باش رو به قبله ام فکر گرفتن جان پیش از وقت کن سنگری نیست من را اما روزها خاکریزهای خنده های ریا تنها پناه من است به
رویا از باغ دلی که گل محبت ندارد عبور نمی کند - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 3:19
محبت را بچینپیش از آن که بادهای سرد و خشنِ نفرت آن را پرپر کنند یا به یغما ببرند محبت تنها گلی است که اگر روی شاخه بماند پژمرده می شود و چیدن، راز زنده ماندن آن است مهربانی را بچین آن را به زلالی چشم بسپار تا روان تر از رود به دست کسی برسد که در آن طرف اقیانوس تنهایی منتظر قطره ای از عشق تو است مه
درخت وهم - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 3:19
دوستان وبلاگى عزیز همانطور که مى دانید من زیاد نوشته یا مطلبى جز خودم در وبلاگ قرار نمى دهم اما از این پس فقط براى یکى از دوستان این کار را انجام مى دهم باشد که به نشر فرهنگ و ادب کمکى هر چند کوچک کرده باشم از همراهى صمیمانه شما پیشاپیش تشکر مى کنم.(رویا رویایى) دستهای سُربی در شبِ بهمن دست های پ
دل که راضی به رضایت خدا تا تو رضایی - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 3:19
تو همانی که دلم پیش تو آرام بگیرد نفسم تازه شود درد دل اتمام بگیرد همه حاجات که شد کنج دلم بی سر و سامان چو پناهی ز رضا دید سرانجام بگیرد من که با بغض زدم مهر سکوتی به لبانم در کنارت باز اشک آید و مادام بگیرد اندر آن شور و هیاهو که در آن صحن و سرا هست کفر را چاره چه باشد مگر اسلام بگیرد تو مرا
ما غلط بودیم اما زندگى را غلط پنداشتم - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 3:19
زندگى همین است گاهى رو به بالا، گاهى رو به پایین گاهى برد، گاهى باخت اما، ما درابتداى سرازیرى آن خود را باختیم زندگى همین است گاهى زیبا، گاهى زشت گاهى ساده، گاهى دشوار ما زیبایى را در سادگى نیافتیم زندگى سفر بین تولد تا مرگ است براى رسیدن به منزل دوست ما به دوست نرسیدیم و در این سفر از زندگى هم