برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
سلام به همگى شبتون بخیر دلم دنیا دنیا تنگتونه
ماه رمضون امسال منم دعا کنید زیاددددددد
دوباره وبلاگ بنویسم ؟
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
باور کن، باور کن که روزهاى زیبایى پیش روى ماست روزهایى که حتى فکرش لبخند گرم و زیبایى بر لبانمان مى نشاند این روزها دلم را گرم مى کنم به اتفاق بزرگ خوبى که قرار است اتفاق بیفتد از تو چه پنهان به دلم افتاده است آخر این ماه رمضان شروع همان اتفاق خوب است باور کنى یا نه من باورش کردم تصور یک عمر درکنارت بودن را تصور خانه ى زیبایمان را تصور گرما و شادى و خوشبختى مان را، و آن روز به تو خواهم گفت دیدى اتفاق افتاد...:)
H.F
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
همانطور که حدس مى زدم و به دلم افتاده بود که اتفاق میفتد آخر ماه رمضان امسال شروع خوشبختى مان بود وهنوز هم باور دارم که این آغاز ماجراى من و توست باور کن ماه دیگر دست در دستت تمام کافه هاى تهران را زیر پا مى گذاریم و جشن و سرورى بر پا مى کنیم که زمین و آسمان به آن دعوت اند و دلهایمان غرق در شادى بى نهایت و نزدیک و هم آغوش هم است باور کن که این آغاز خوشبختى ماست ...
H.F
دلم براى همتون تنگه امیدوارم حالتون خوب باشه ...
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
همین که گهگاهى افق دید من و تو یکى است
همین که صداى نفس هایت در کوچه ى دلم مى پیچد
همین که سایه ات بر سر من هست
کافیست برایم
حضرت یارم
همین که تو را دارم شکر
همین که گاهى سر بر شانه ات دارم شکر
همین که دوستت دارم
همین که دوستم دارى
شکر.
H.F
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
آقاى مُرَّدَد عزیز و محترم به بنده لطف داشتند و با صداى جادویى و زیبا و دلنشین خود متن شاعرانه را خواندند و بازهم لطف داشتند و صداى من رو در کنارش قرار دادند از ایشون خیلى تشکر مى کنم و تقاضا مى کنم
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
پاهاى خسته از در به درىِ کوچه هاى بى کسى را در هر رودخانه اى گذاشتم آتش گرفت...
#یهو#نوشت
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
وقتى مرا از پیله ى تنهایى ام بیرون آوردى و من پروانه شدن را باور کردم فکر نمى کردم برگشتن به پیله آنقدر سخت باشد، اما چاره اى نیست بال هایم را آتش مى زنم و به پیله بازمى گردم، آدم سابق و مى شوم، به تک تک اشک هایم قسم مى خورم که دیگر پروانه شدن را باور نکنم ...
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
تو همان تکیه گاهى که یک عمر در نبودنت بین آسمان و زمین معلّق وم
همان ساحلِ امنى که بارها در آغوشت دل به دریا زده ام
همان سایه ى خنکِ ظهر تابستانى که آسایش تنى
همان همسفر روزهاى سخت و شب هاى پر درد
ت
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی